A Simple Key For سایت شرط بندی Unveiled
Wiki Article
۳. [مجاز] معشوق: هر کجا جلوه کند آن بت چالاک آنجا / خواهم از شوق کنم جامهٴ جان چاک آنجا (جامی: ۴۰ ).
So he went and we went with him, for the shelter, the place he milked a sheep for him and (combined it with) the water that were retained right away in the h2o skin. He drank from it, then he did Also for his Companion who was with him.”
زبان های تُخاری�شاخه ای منقرض شده از خانوادهٔ�زبان های هندواروپایی�بودند که در هزارهٔ اول پس از میلاد در شمال�حوضه تاریم�در منطقه�سین کیانگ�چین�توسط�تخارها�گویش می شدند.
loverṭalaqa wanṭalaqnā maʕahu ʔilā l-ʕarīši faḥalaba lahu šātan ʕalā māʔin bāta fī šannin fašariba ṯumma faʕala miṯla ḏālika biṣāḥibihi llaḏī maʕahu .
مجموعهای از گفتاوردهای مربوط به لات (بت) در ویکیگفتاورد موجود است.
تشفير الرسائل بالبتات استخدم أيضا في شفرة مورس، وأدوات التواصل القديمة مثل أجهزة إرسال البرقيات.
[۷][۸] «بُت» یک درام اجتماعی است و هفتمین فیلم سینمایی حمید نعمتالله پس از فیلم اکراننشدهٔ قاتل و وحشی (۱۳۹۸) بهشمار میرود که چهار سال پس از ساخت آن، بُت را جلوی دوربین برد. در این فیلم لیلا حاتمی چهارمین همکاریاش را با نعمتالله بعد از فیلمهای بیپولی (۱۳۸۶)، رگ خواب (۱۳۹۴) و قاتل و وحشی (۱۳۹۸) تجربه میکند.[۹]
↑ «بازگشت حمید نعمتالله با «بُت»». خبرگزاری میزان. دریافتشده در ۲۰۲۵-۰۲-۰۲.
↑ «حمید نعمتالله «بت» میسازد». خبرگزاری موج. ۲۰۲۵-۰۲-۰۲. دریافتشده در ۲۰۲۵-۰۲-۰۲.
↑ ««بُت» حمید نعمتالله با لیلا حاتمی و محمدرضا فروتن ادامه دارد». ایسنا. ۲۰۲۴-۱۰-۱۸. دریافتشده در ۲۰۲۵-۰۲-۰۲.
" إِنْ كَانَ عِنْدَكَ مَاءٌ بَاتَ فِي شَنٍّ فَٱسْقِنَا وَإِلَّا كَرَعْنَا " . قَالَ عِنْدِي مَاءٌ بَاتَ فِي شَنٍّ . فَٱنْطَلَقَ وَٱنْطَلَقْنَا مَعَهُ إِلَى ٱلْعَرِيشِ فَحَلَبَ لَهُ شَاةً عَلَى مَاءٍ بَاتَ فِي شَنٍّ فَشَرِبَ ثُمَّ فَعَلَ مِثْلَ ذَٰلِكَ بِصَاحِبِهِ ٱلَّذِي مَعَهُ سایت شرط بندی .
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
↑ «ادامه «بُت» حمید نعمتالله با لیلا حاتمی و محمدرضا فروتن». خبرآنلاین. ۲۰۲۴-۱۰-۱۹. دریافتشده در ۲۰۲۵-۰۲-۰۲.
(بُ ) ( اِ. ) ۱ - تندیسی ساخته شده از سنگ ، چوب ، فلز یا هر چیز دیگر به شکل انسان یا حیوان که به جای خدا مورد پرستش قرار بگیرد. معبود. ۲ - معشوق .
مترادف بت: الهه، شمسه، صنم، طاغوت، فغ، هیکل، محبوب، معشوق
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . رقیه بهزادی، قوم های کهن در آسیای مرکزی و فلات ایران، تهران، ۱۳۷۳ ه. خ، ص. ۹